
میدانی من و تو خیلی وقت است بزرگ شده ایم خیلی وقت است سرزانوهایمان زخمی نمیشود خیلی وقت است که سمیه خانمی وجودندارد که شیشه های خانه شان رابشکنیم تا اوشیشه هایش عوض کند خیلی وقت است دیگر اقاجانی وجود ندارد که عینک هایش رابرداریم وفرارکنیم و آن بیجاره کورمال کورمال به دنبال عینکش برود خیلی وقت است که دیگرداخل قلیان رجب خاک نمیریزیم تا ان ماده های سمی را نکشد من و توخیلی وقت است دقت نمیکنیم که وقتی عموسیگارمیکشد دودش سیگارش را بیرون میدهد یانه؟نکند خفه بشود؟خیلی وقت است که بابچه های کوچه دعوا نمیکنیم خیلی وقت است توارزوی گفتن نام مادر بردلت ماند...
ادامه مطلب
بعضیام هستن مثل من اونقدخستن که همش زل میزنن به کامنتا ولی حسشون نیس تایید کنن دوباره زل میزنن به ستاره های داخل پنل بازم حسشون نیست سربزنن حتی وقتیم سوژه میشن وسط خبرخوابشون میبره/: بعد چند دقیقه ساعت یهو پامیشن گیج گوش میدن به کسی که داره اب هوا میگه/:/:/: تازه وقتیم پست میزارن حسشون نمیاد که اون گزینه نظرات بدون تاییدنشان داده شودو بزنن من خیلی خستم خیلییی نفرین برتوباد دبیرفیزیک که جلسه دوم امتحان گذاشتی من برم فیزیک بخونم/: ...
ادامه مطلب
اندکی برگشتمو دیدم که بامن نیستی متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> ...
ادامه مطلب
اگر احساس سر راهی بودن دارید این پست را بخوانید امروز بعد از چندی به یکی از روستاها رفتیم فاصله باغشون تا خونشون حدود شیش کیلومتری هست (: ده نفر ادم بود و یک پراید وقتی خواستیم بیاییم دیدیم عه همه سوارشدن فقط منو خالم موندیم فک کردین چیکار کردن؟ بله بله مارو گذاشتن داخل جعبه ماشین ((((((((((: الان با هیچکس صوبتی ندارم نه باشما نه با اونا وقتی اومدیم داخل روستا اینقدر شلوغ بود اینقدر شلوغ بود همه هم با تعجب با پاهای ما نگاه میکردن که از جعبه اومده بود بیرون الان حتی گوسفنداهم داخل جعبه ماشین نمیزارن والا /: خیلی احساس سر راهی بودن دارم یکی بیاد هم دردی ((: + )):...
ادامه مطلب