سارا: خاله؟
من: جانم
سارا: موهای منو اتو میکنی؟ اخه تومددرسه هروقت مقنعمو درمیارم بچه هامسخرم میکنن
من: خاله بچه ها...
ودراین لحظه با چشم غره خاله بزرگترخفه شدیم
خاله: این چه کلمه ای بود بعد این اگه معنیشو میپرسید چی میخواستی بگی؟؟؟؟؟؟؟؟
من: مجبور میشدم یه چیزایی از زیست براش بگم اطلاعاتش بره بالا (((((:خب سارا بچه هاگوه خوردن عصن
خاله: الان باادب گفتی؟
من: ازین با ادب تر توگروه خونیم نیست اقا
سارا توام هرکی مسخرت کرد برو پشت مقنعش بنویس این خر به فروش میرسد((((((:
امروز یکی زنگ زد از بچه های کلاسمون بود من نمیشناختمش البته
همکلاسی:سلام بهار خوبی خواب بودی؟ ببخش بیدارت کردم
من: خواهش میکنم تکرارنشه دیگه
بعد از پنج دقیقه که فک زد بهش میگم نمیخوای قطع کنی؟ میگه وای ببخشید مزاحمم؟
من: اره مزاحمی
قطع کردم مامانم میگه چرا اینطوری حرف زدی باهاش؟
من: ازش خوشم نمیاد اخه/:
مامانم: کی بود؟
من: نمیشناسمشا فقط میدونم ازش خوشم نمیاد
برچسب: تربیت بچه,تربیت بچه ها,تربیت بچه های لجباز,تربیت بچه گربه,تربیت بچه دو ساله,تربیت بچه یک ساله,تربیت بچه سه ساله,تربیت بچه 2 ساله,تربیت بچه لجباز,تربیت بچه 3 ساله,
نویسنده: سام خوشنام