
یه قانون نانوشتم هست که میگه "جوری پست بزار که دو روز دیگه خودت پستاتوخوندی خجالت نکشی ازین پستای اجق وجقت" دی: هروقت درس نخوندم نمرم بهترشده خب میگم چرا به خودم زحمت بدم نخونم دیگه هیچوقت دی:امروز سوار مزدادوکابین سرایدارمون بودم نفهمید من توماشینم ، ماشینو روشن کرد بره^_^ همچین جیغ زدم بیچاره سکته کرد به سرایدارمون بچه هامیگن لب پروتزی امروز سال بالایی میگفتن لب پروتزی میخواست به دزدت...
ادامه مطلب
باران که می بارد دلم میخواهد پنجره را بازکنم تادنیا دراتاقم فروبریزد تحمل این سکوت نشدنیست!...
ادامه مطلب
خسته شدم از گفتن کلماتی که وصف حالم نبودند این روزها نیازدارم بی کلمه کسی مرابفهمد! ...
ادامه مطلب
سارا: خاله؟ من: جانم سارا: موهای منو اتو میکنی؟ اخه تومددرسه هروقت مقنعمو درمیارم بچه هامسخرم میکنن من: خاله بچه ها... ودراین لحظه با چشم غره خاله بزرگترخفه شدیم خاله: این چه کلمه ای بود بعد این اگه معنیشو میپرسید چی میخواستی بگی؟؟؟؟؟؟؟؟ من: مجبور میشدم یه چیزایی از زیست براش بگم اطلاعاتش بره بالا (((((:خب سارا بچه هاگوه خوردن عصن خاله: الان باادب گفتی؟ من: ازین با ادب تر توگروه خونیم نیست اقا سارا توام هرکی مسخرت کرد برو پشت مقنعش بنویس این خر به فروش میرسد((((((: امروز یکی زنگ زد از بچه های کلاسمون بود من نمیشناختمش البته همکلاسی:سلام بهار خوبی خواب بود...
ادامه مطلب
دوست داشتم اخرین پستم خنده دار باشه خب بزرگترین سوتیم یه بار رفتیم عروسی یه خانومه بود خودشو مثل جادوگرا درست کرده بود یه کلاه گیسم گذاشته بود رو سرش اندازه کل هیکل من،،، منم به دختره کناریم گفته اون خانومه رو ببین چه شکلی شده(قهقه)دختره گفت وا چشه مگه؟؟؟ منم گفتم چش نیس مث ع*ن خشک شده میمونه یهو دختره گفت مامانمه/:/: عکس از کامنت خصوصی/: تازه کلی از کامنتای اراگلم پاک کردم(((((: اگه کامنتا و غیبتای منو اراگلو میدیدین پنجاه درصتون قطع رابطه میکردین باهامون اراگل منو نکششششش قدیمی ترین خاطرم برمیگرده به عروسی دخترعموم میخواستم برف شادی بریزم رو پسر هم...
ادامه مطلب
(: این روزها عجیب مثل تو بی رحم شده اند(:...
ادامه مطلب